أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
290
قانون ( فارسى )
لوقاى كوچك گويند . و هستند كسانى كه آن را ( لمبيسون ) ناميدهاند كه لمبيسون به معنى آب راكد است . زيرا اين گياه در مردابها و نيزارها رويد . و به گياه هزارچشم شبيه است . كه پونهء كوهى است . طول ساق اين گياه از يك وجب بيشتر و گلش سرخ مايل به بنفشى است و به گل گياهى شبيه است كه آن را ( حمدس ) گويند . برگهاى ريز و مستطيل و شبيه برگ فيجن دارد و ثمرش به گندم مىماند . بيخش كوچك است و ارزش دارويى ندارد . مزهء اين گياه بسيار تلخ است . طريق استفاده از گل گندم : 1 - بوته را با ثمرى كه دارد برمىكنند و مدت پنج روز در آب مىخيسانند و از آن پس در ديك مىريزند و آب در ديك كنند و بر آتش گذارند و مىپالايند و دردى را دور اندازند و صاف را باز در ديك كنند و با آتشى ملايم مىجوشانند تا مىبندد و چون عسل مىشود . 2 - يا اينكه : بوته را تا سبز است با تخمش مىآرند و مىكوبند و افشره را در آوندى سفالين ريزند و در آفتاب مىگذارند و با چوبى پاكيزه بهم مىزنند تا چيزهاى بالانشين با تهنشين بياميزد . و شبهنگام دور از شبنم بايد باشد زيرا شبنم نمىگذارد افشره و نمها منعقد شوند يا ببندند . اما هرآنچه از بيخها و گياهان دارويى خشكيده كه مىخواهند افشرهاش را بدست آرند همان كار را مىكنند كه ما در افشرهگيرى از جنطيانا گفتهايم . و هرآنچه از بيخ و پوست و گياه سبزند براى افشرهگيرى بايد آن را فشرد و افشره را در آفتاب نگهداشت و چنان كه گفتيم بهم زنند تا ببندد . عموما قنطوريون دو نوع است : بزرگ و كوچك و در آخر بهار رويد . اين گياه برگهاى بسيار دارد و ممكن است در ايران و روم هم بدست آيد . گزينش : بهترش باريك و كوچك مايل به زردى و زبانگز است . مزاج : تا سوم گرم و خشك است . خاصيت : زداينده ، گيرنده و تند ، كمى شيرين ، خشكانندهء بىآزار . گويند اگر اين گياه را با پارهگوشتها بپزند گوشت را گرد هم آرد . زخم و قرحه : زخمهاى تر را تنقيه كند ، قرحهء كهنه را كبره مىگذارد . خشكيدهاش در مرهم كنند ناصورها را علاج كند و قرحههاى گود و زخمهاى بد را دواست . ناصور را پر از قنطوريون كنند و ببندند خوب مىشود . مفاصل : علاج گسستگى ماهيچه و چرك و ريم ماهيچه است . آرد آن را حقنه سازند داروى عرق النسا و درد عصب است . كوبيده و آردش براى حقنه بسيار خوب است . اگر خون بيرون آرد باز به نفع بيمار است . اگر خاكسترش را با آب بياميزند و مايهء حقنه شود باز سودمند است . چشم : افشرهء نوع كوچك و باريك كه با عسل باشد سپيدى چشم را كه ناشى از خوب شدن قرحه باشد مىزدايد . سينه : چون گيرنده است از خون برآوردن مفيد است . هر دو نوع ستبر و باريكش داروى دشوار نفس كشيدن است . دو درهم از آن را با شراب بخورند ، علاج ذات الجنب سرد و خون برآوردن است . اندامان غذا : بندآمدههاى كبد را باز كند و سپرز سفت را نرم مىنمايد . اندامان راننده : بول و حيض را ريزش دهد ، بچه را بيرون آورد . ضد كرم است ، تناول دو درهم از آن درد و پيچ روده را تسكين دهد ، درد زهدان را دوا كند و علاج قولنج است . تناول آبپز نوع كوچكش بلغم و زرداب ناپخته را بيرون ريزد . و اگر پارچههاى كوچك آن را به دندان خايند و ببلعند اسهال خونى دهد . و اگر آرد آن را بخورند در اين زمينه مؤثرتر است . تبها : تبدار اگر دو درهم از آن بخورد بسيار سود بيند . قسب ( دقل - خرماى زرد كوچك ) : اين نوع خرما را مردم حجاز قسب و اهل نجد عرق يا برسوم